تدبّر و صفات روحى پژوهشي است پيرامون آثار تدبّر در قرآن كريم
نويسنده ضمن بررسي اهميّت تدبّر در قرآن به ارتباط آن با قرائت قرآن و نقش تعيينكننده استماع و شنيدن و آموزش در تدبر قرآن ميپردازد.
نويسنده قلب انسان را ظرف و ابزار تدبّر در قرآن ميشمارد و تدبّر را تنها راه فهم قرآن ميداند نه تفسير را، بلكه تفسير ممكن است مقدمهاي جهت باز كردن قفلهاي دل و زدودن زنگارهاي قلب باشد. نويسنده عمل به قرآن را محصول تدبّر در آن ميداند و نتيجه ميگيرد با تدبر در اين كتاب هدايت ،دريچهاي از معنا براي دل باز ميشود و انساني كه با تدبر قرآن ميخواند نهتنها معناي بهشت و جهنم را درك ميكند كه خود آنها را ميبيند
به نقل از سایت مرکز فرهنگ و معارف قرآن
كسىكه در قرآن تدبّر و تفكّر مىكند بايد به صفاتى آراسته باشد تابتواند آيات قرآن كريم را درك كند، صفاتى روحى و عقلى تا -پس ازآن كه راههاى تدبّر قرآن را در مورد خود به اجرا درآورد- بتواند ازحقايق بزرگى كه آيات قرآنى در بردارد آگاهى يابد و حال به برخى ازاين صفات اشاره مىشود:
1 - ايمان به قرآن مبنى بر اين كه آن كتابى است بر اساس وحىخداوندى و بشارت دهنده و بيم رساننده بندگان او كه به اذن و اجازهخدا آنها را به سوى حق هدايت مىكند و چراغ روشنىبخش جامعهبشرى مىباشد.
ما بايد قرآن را به اين عنوان بخوانيم كه خطابى است از طرفخداوند بزرگ براى ما و در حديث آمده است: "در قرآن مناجاتوراز و نياز بىواسطه با خداوند وجود دارد پس دقّت كن كه چگونهكتاب خدايت و منشور ولايتت را مىخوانى و چگونه به اوامرونواهى او پاسخ مىدهى و چگونه حدود او را عينيّت مىبخشى، آنسند ارتباط ما با آفريننده باز گرداننده يعنى خداست، آن رهايىبخش از هرگونه گمراهى و بدبختى است.(25)"، و باز در حديث آمدهاست كه: "قرآن پيمان خدا با بندگانش است پس بر مسلمان شايستهاست كه در پيمان او نظر كند."
اگر چه قرآن در نصوص خود پيامبر اكرم را مخاطب قرار مىدهدولى شايد تنها آنحضرت مقصود قرآن نباشد و هر تلاوت كنندهوخوانندهاى را در برگيرد و در حديث از امام جعفر صادقعليه السلام آمدهكه قرآن به زبان: "ايّاك أعنى فاسمعى يا جارة.(26)" نازل شده است،يعنى اگرچه مخاطب رسول اكرمصلى الله عليه وآله است ولى من و تو و همه پيروانآن را در برمىگيرد. هنگامى كه قرآن مىگويد: )فَاعْلَمْ أَنَّهُ لاَ إِلهَ إِلَّا اللَّهُوَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ...(27)) "پس بدان كه هيچ خدايى جز اللَّه نيست و از گناه خودآمرزش خواه..." من نيز بايد استغفار كنم، زيرا قرآن شخص مرا نيزمخاطب قرار داده است، يا هنگامى كه خداوند مىفرمايد: )يا أَيُّهَاالَّذِينَ آمَنُوا( من نيز بايد آماده پاسخگوى اوامر او گردم و به اوامر اولبّيك گويم، يا هنگامى كه مىفرمايد: )يا أَيُّهَا النَّاسُ( بايد آمادگىخود را در برابر پروردگار اعلان كنم و به همين ترتيب.
اولياء عارف خدا با اين صفت قرآن را تلاوت مىكردهاند،وهنگامى كه آيهاى را مىخواندهاند جسمشان لرزان و قلبشان ترسانمىگشته است تا آنجا كه مىتوان گفت از فرط تأثير آيه در روحوروانشان از هوش مىرفتهاند.
يك روز حضرت صادقعليه السلام آيهاى را در نماز خود تلاوت كردوبارها آن را تكرار مىنمود تا آن كه بيهوش شد هنگام كه به هوش آمداز اين حالتش سؤال كردند و حضرت فرمود: "آن را تكرار كردم تا آنجا كه از زبان گويندهاش شنيدم ولى جسم من تاب مشاهده قدرتش رانداشت.(28)"
2 - آماده شدن براى پياده كردن آيات قرآنى كه از ديگر صفاتارزشمند ايمان به قرآن است. اين صفت شرط مهمّى در فهم آياتخداست، زيرا پيشاپيش سر تسليم فرود آوردن در برابر نتايج حقّ،انسان را در بحث بىشائبه يارى مىرساند بر عكس غرور و ترديد درقبول مباحث علمى است كه از ارزش اين بحث نزد انسان مىكاهدودر نتيجه او را از آن باز مىدارد. از همين جاست كه انسان بايد پيشاز آغاز تلاوت قرآن آن را در پيش روى خود قرار دهد و زمام امر خودرا بدان بسپرد، همان گونه كه حضرت علىعليه السلام مؤمن صادق راتوصيف كرده و مىفرمايد: "و عنان خود را به كتاب )قرآن( سپرده،پس كتاب خدا جلودار و پيشواى اوست، فرود مىآيد هرجا كه بارقرآن فرود آمده و جا مىگيرد هرجا كه جايگاه آن است."
برخى از مردم آيات قرآن را تلاوت مىكنند و براى شانه خالىكردن از عمل بدان آيات را بر حسب هوى و هوس خويش تأويلمىكنند، اينان هرگز به قرآن هدايت نمىشوند و تلاوت قرآن تنها بهگناه و عذاب آنها مىافزايد.
تنها كسى از علم قرآن بهرهمند مىگردد كه در برابر حق سر تسليمفرود آورد و فرمانبردار اوامر الهى باشد و واقعيّت را جستجو كندوپيشاپيش در صورت كشف حقيقت براى پيروى از آن آماده گردد.


